كسي كه بيماريِ تو براش مهم نيست. كسي كه تنهايي تو براش مهم نيست. كسي كه پريود و حالِ بدت براش مهم نيست. كسي كه فقط به تو ميگه خودخواه و احساسات خالصانه ي تو رو نسبت به خودش زير سوال ميبره. كسي كه مدام غير قابل اعتماد بودن خودشو بت يادآوري ميكنه. كسي كه ميگه بايد از من عذرخواهي كني. كسي كه به تو فحش ميده و وقتي تو ناراحت ميشي ميگه مشكل خودته. كسي كه پتانسيل خيانت رو داره و خودش با خوشحالي اينو بهت ميگه. كسي كه ميگه ازت متنفره. كسي كه براي حفظ رابطه تلاش نميكنه و با وقاحت اينو تو صورتت ميگه. كسي كه براي ديدارت منت ميذاره. كسي كه مدام بهت يادآوري ميكنه من نميمونم و رابطمون پايدار نيست. كسي كه ميگه تو فقط يه دوستي و هيچ حقي تو زندگيم نداري. كسي كه هرگز اجازه نداد من و توي شما ما بشه و با اونهمه تفاهم و خاطرات خوب نخواست با تو بمونه و فقط بهانه آورد.
گفتنش برام سخته ولي امروز صبح وقتي بش زنگ زدم و دوباره صداي سرد و همون لحن ديشبو شنيدم كه گفت امروز هم باز برام وقت نداره و نه تنها متاسف نبود و دلش برام تنگ نبود بلكه خيلي راضي بود ازين كار و سراغي از چشمام نپرسيد و فقط چند تا عزيزمِ مصنوعي بم تحويل داد، وقتي گوشي رو قط كردم احساس كردم ديگه توان و انگيزه اي براي حفظ رابطه ندارم. الان كه دارم علي رغم ميلم اين كلمات رو تايپ ميكنم اشكام ميريزه. بهش تبريك ميگم بالاخره تونست اون حجم از عشق رو به بي تفاوتي برسونه.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:47 توسط Jane |
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 20:53